قهرمان ميرزا عين السلطنه

6920

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اتومبيل خود سردار سپه نشستند ، شايد در راه بعضى صحبتها با او نموده باشند . ليكن در آنجا گفتگوئى نشد . پرسيدم مجلس چه قسم مىخواهد او را رئيس الوزرا كند . گفت به‌همان قانونى كه بود . همان شاه ، همان وليعهد ، همان اطاعت و تمكين در حدود قانون از شخص رئيس الوزراء . پرسيدم قبول مىكند . گفت ديگرى مرد ميدان نيست و بالاخره راضى مىكنيم . آن‌وقت به شاه جواب مخابره مىشود و البته به وليعهد هم گفته خواهد شد كه به شاه تلگراف كند صلاح چنين است . پرسيدم تدين مىآيد . گفت خيلى كم ، وقتى بيايد خجل ننگين ، حرف هم نمىزند . به عقيدهء من مجلس بسيار عاقلانه رفتار كرد . اين شخص بسيار لجوج قوه هم دارد . يك مبلغ كلى پول با يك رياست جمهورى يا سلطنتى از دستش رفته ، اگر يك مرتبه بخواهند او را خارج كنند عصبانى شده بيم هزار دردسر مىرود . پس بهتر رام و مطيع كردن اوست . اگر هم بايد خوردش كرد اندك اندك . وليعهد درويش فخر الملك مىگفت رفتم درب خانهء وليعهد . با ظهير الدوله و دو عموى درويشش خلوت داشتند . من بسيار اوقاتم تلخ شده آمدم . معتضد السلطنه مىگفت توى روش گفتم شما شاه نمىشويد . گفت چطور . گفتم خودت مىگوئى درويشم ، درويش مگر شاه مىشود . بارى همه‌كس از اين شاه و اين وليعهد مأيوس است . حاج عز الممالك مىگفت اگر شاه اين تلگراف را نكرده بود بهتر بود . از اول اين قضايا شاه و وليعهد ، تمام شاهزادگان و قاجاريه خوب رفتار كردند ، همان سكوت آنها مظلوميت آنها را ثابت نمود . آن قال مقال طرف و آن فضاحى ، بدگوئى ، تهمت ، افترا مردم را به حمايت شما وادار كرد . بهترين پلتيك و بهترين اقدام عليه به آنها همين بود . حالا هم تا به آخر هرقدر به همان شيوه عمل شود به صلاح اقرب است . شاهزادگان و قاجاريه نه اين‌كه كار نكردند ، كردند . اما همه تك تك ، جدا جدا ، بدون اجتماع و هياهو . بلكه خواستند انجمنى مجلسى تشكيل بدهند مانع شديم و هركس توانست به جان مردم بازارى افتاد خصوصا حاج افخم الدوله . اما همهء اينها در مقابل آن سيلى و آن مشت و لگد به خالصىزاده و بستن در مسجدها دو تا پول قيمت نداشت كه به خواست خدا و مشيت الهى صورت گرفت . خانمها امشب خانهء فخر السلطنه دعوت داشتند . من هم آنجا رفتم . همه‌چيز منظم و